تبليغاتX
بيم موج
انعکاس افکار شخصی و اخبار سیاسی

در مسير پر فراز و فرود زندگي گاه انسان احساساتي دارد كه به هيچ روش تعبير و فهم نمي شود. يكي از اين پاره وقت ها پايد زمان اعزام به خدمت سربازي باشد.

و من نيز اين روزها درگير اين تشويش ناگزيرم. از سوي رويارويي با مشكلات جديد، شرايط جديد و آدم هايي كه بايد كنارشان باشي و هيچ مطلوبت نيست، يا رويارويي با اتفافقاتي كه جز در زمان خدمت با آنها مواجه نخواهي شد؛ و از طرفي تجارب جديد، روزهاي پر حادثه و مهيج و آموختن آنچه در هيچ جاي ديگر نمي توان آموخت...

و از همه مهم تر گام نهادن در مسير جديد، وارد شدن به دالاني كه رو به سوي روزهاي جديد، خواسته و نتظارات متفاوت، بيرون آمدن از روزهاي خوب جواني و آماده شدن براي مسئوليت هاي جديدتر دارد و در يك كلام پوست انداختن از جواني به بزرگسالي...

و من اين روزها نگرانم از آنچه پيش خواهد آمد و شايد از آينده...

به هر روي اميدوار به لطف دوست كه هميشه بر من لطيف و مهربان بوده است...

فردا روز اعزام است...

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:26  توسط سارا  | 

هر سال بين 50 تا 100 ميليارد تومان به عنوان «بودجه در اختيار» به رئيس جمهوري و رئيس قوه قضائيه تعلق مي‌گيرد که بنا به صلاحديد مي‌توانند در هر جايي که لازم بدانند، هزينه کنند.

به نوشته «سرمايه»، با احتساب 50 ميليارد تومان در سه سال گذشته رئيس جمهوري احمدي‌نژاد بيش از 150 ميليارد تومان به عنوان «تنخواه» دريافت کرده که خارج از شمول محاسبات و تفريغ بودجه است.
پيش از اين خاتمي در طول هشت سال رياست جمهوري خود از پذيرش مبلغ «تنخواه» خودداري کرد؛ چرا که معتقد بود سازمان مديريت و برنامه ريزي بهتر از او مي‌تواند محل هزينه کردن اين مبالغ را برآورد کند. ضمن اينکه احتمال فساد و اشتباه در آن بسيار زياد است.

طبق بند اول قانون بودجه هر سال مبلغي به عنوان تنخواه يا «مبلغ در اختيار» در اختيار وزرا و رياست سه قوه قرار مي‌گيرد. بخشي از اين مبلغ «در اختيار» به عنوان خارج از شمول (خارج از شمول قانون محاسبات عمومي کشور) اعلام شده و مابقي آن توسط ديوان محاسبات کشور قابل نظارت و کنترل است.

بر پايه اصول 53 و 55 قانون اساسي، ديوان محاسبات بايد به کليه حساب‌ها و امور مالي وزارتخانه‌ها و موسسات دولتي رسيدگي کند. طبق اصل 55 قانون اساسي ديوان محاسبات به تمامي حساب‌هاي وزارتخانه‌ها، موسسه‌ها، شرکت‌هاي دولتي و ساير دستگاه‌هايي که به نحوي از بودجه کل کشور استفاده مي‌کنند به ترتيبي که قانون مقرر مي‌دارد، رسيدگي يا حسابرسي کند تا هيچ هزينه‌اي از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهي در محل خود به مصرف رسيده باشد.

ديوان محاسبات حساب‌ها، اسناد و مدارک مربوطه را برابر قانون جمع‌آوري و گزارش تفريغ بودجه هر سال را به انضمام نظرات خود به مجلس شوراي اسلامي تسليم مي‌کند و اين گزارش بايد در دسترس عموم باشد. البته اصل پنجاه و سوم نيز مشخص مي‌کند کليه دريافت‌هاي دولت در حساب‌هاي خزانه‌داري کل متمرکز مي‌شود و همه پرداخت‌ها حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام مي‌شود.

البته بحث تنخواه دستگاه‌ها و مبلغ در اختيار خارج از شمول به طور کلي متفاوت است؛ چرا که مبلغ در اختيار خارج از شمول به صلاحديد وزير يا رياست دستگاه هزينه مي‌شود بدون اينکه طبق قانون ديوان محاسبات بررسي شده يا در تفريغ بودجه سالانه ذکر شود.

کارشناسان ديوان محاسبات نيز اعلام کردند با استناد به اصول 53 و 55 قانون اساسي، هر دستگاهي که در بودجه عمومي کشور رديف دارد و از خزانه بودجه دريافت مي‌کند، ديوان محاسبات موظف به رسيدگي چگونگي هزينه‌کرد بودجه (تحت هر عنواني) است اما از تنخواه ورزا يا...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 1:24  توسط سارا  | 

ايران از نظر شاخص‌هاي آزادي اقتصادي در ميان 24 كشور حوزه سند چشم‌انداز 20 ساله نظام، در رتبه 21 قرار گرفته است.

به گزارش الف به نقل از گزارش سالانه «آزادي اقتصادي در جهان» ، 24 كشور حوزه سند چشم‌انداز 20 ساله كه جمهوري اسلامي تا سال 1404 شمسي بايد از نظر علمي، فناوري و اقتصادي از آنها رتبه بالاتري داشته باشد، از نظر شاخص‌هاي آزادي اقتصادي در سال 2008 به ترتيب در اين رتبه‌هاي جهاني قرار دارند:

 

رتبه در منطقه چشم‌انداز

شاخص آزادي اقتصادي

رتبه جهاني

1- بحرين

72.2

19

2 – ارمنستان

70.3

28

3 – گرجستان

69.2

32

4 – كويت

68.3

39

5 – عمان

67.4

42

6 – اسرائيل

66.1

46

7 – اردن

63

58

8- عربستان سعودي

62.8

60

9- امارات متحده عربي

62.8

63

10 – قطر

62.6

66

12- قرقيزستان

61.6

70

12- لبنان

60.9

73

13- تركيه

60.8

74

14- قزاقستان

60.5

76

15- پاكستان

56.8

93

16- آذربايجان

55.3

107

17- تاجيكستان

54.5

114

18- يمن

52.8

125

19- ازبكستان

52.3

130

20 – سوريه

46.4

144

21- ايران

44

151

22- تركمنستان

43.4

152

 

در رده‌بندي فوق، كشورهاي عراق و افغانستان واقع در حوزه جغرافيايي چشم‌انداز 20 ساله كشورمان، حضور ندارند.

رتبه‌بندي آزادي اقتصادي از سال 1995 توسط محافظه‏کاران ایالات متحده، با همراهی وال استریت ژورنال و بر اساس شاخص‏های بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست محاسبه مي‌شود و در آن كشوري كه شاخص آزادي آن به 100 نزديك تر باشد داراي اقتصاد آزادتر و كشوري كه شاخص آزادي اقتصادي در آن كمتر  باشد، بسته‌تر محسوب مي‌شود.

در رتبه‌بندي سال 2008 ، كشور هنگ كنگ با شاخص 90.3 بازترين اقتصاد دنيا محسوب مي شود پس از آن كشورهاي سنگاپور، ايرلند، استراليا، آمريكا، نيوزلند، كانادا، شيلي، سوئيس و انگلستان قرار دارند.

بسته‌ترين اقتصادها در سال 2008 هم از آخر به ترتيب كره شمالي (با شاخص 3)، كوبا (با شاخص 27.5)، زيمباوه، ليبي، برمه، تركمنستان، ايران، بلاروس، بنگلادش و ونزوئلا هستند.

گزارش آزادي اقتصادي نشان مي‌دهد هر چقدر اقتصادها بازتر هستند، از توليد ناخالص سرانه بالاتري نيز برخوردارند.

شاخص‌ آزادي اقتصادي از تركيب ده شاخص آزادي كسب و كار، آزادي تجاري، آزادي مالياتي، حجم (استقلال از) دولت، آزادي پولي، آزادي سرمايه گذاري، آزادي تامين مالي، حقوق مالكيت ، دوري از فساد اقتصادي و آزادي نيروي كار محاسبه مي‌شود.

در شاخص ‌هاي دهگانه آزادي اقتصادي در ايران، اندازه دولت با 84.5 درصد بيشترين و سه شاخص آزادي تامين تامين مالي، آزادي سرمايه‌گذاري و آزادي حقوق مالكيت با نمره 10 از صد، كمترين شاخص‌هاي اقتصاد ايران محسوب مي‌شوند.

شاخص‌هاي ده گانه آزادي اقتصادي براي اقتصاد ايران در 2008

 

نمره بهترين كشور

(هنگ كنگ)

متوسط جهاني

نمره ايران از 100

 

88.2

95

92.8

62.8

72

74.9

55

57.4

81.1

آزادي كسب و كار

آزادي تجارت

آزادي مالياتي

93.1

87.2

90

90

90

67.7

74.4

50.3

51.7

45.6

84.5

61.3

10

10

10

اندازه دولت

آزادي پولي

آزادي سرمايه‌گذاري

آزادي تامين مالي

آزادي حقوق تجارت

83

93.3

41.1

62.1

27

43.8

رهايي از فساد مالي

آزادي نيروي كار

 

در رتبه‌بندي سال 2000، ايران در رتبه 95 جهان و در رتبه بندي سال 2005 ايران در رتبه 82 جهان از نظر شاخص‌ آزادي اقتصادي قرار داشته است.

در سال 2005 (1384 هجري شمسي) ، سياستهاي كلي اصل 44 مبتني بر آزادي بخش خصوصي براي ورود به همه كسب و كارها (به استثناي چند مورد نظامي – امنيتي ) و نيز انحصارزدايي و بسط رقابت توسط رهبر انقلاب به دولت ابلاغ شده است. از آن سال تاكنون، دولت صرفا به اجراي ناقص بند «خصوصي‌سازي» از بندهاي پنجگانه سياستهاي كلي اصل 44 پرداخته و از بخش‌هاي آزادسازي و انحصارزدايي غافل مانده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 1:15  توسط سارا  | 

با گذشت 9 سال از حادثه تلخ 18 تير كه به ويژه براي نظام جمهوري اسلامي بسيار پرهزينه و براي دشمنان ايران شيرين بود، هرچند ديگر چندان سالگردي براي آن گرفته نمي‌شود، اما همچنان پرسش‌هاي بدون پاسخي بر جا مانده كه بالاخره بايد زماني پاسخ داده شود تا حيثيت نظام به پاي سوءنيت و عملكرد بد عده‌اي نوشته نشود.

مصطفي تاج‌زاده، معاون سياسي وزارت كشور وقت و عليرضا زاكاني، مسئول وقت سازمان بسيج دانشجويي چهره‌هايي هستند كه هر دو از مخالفان اين پديده هستند و البته با اين حال، تفسيري كاملا متفاوت از خاستگاه و كم و كيف اين رخداد دارند.

در اين باره تاج‌زاده با خود مصاحبه كرده و زاكاني هم در سايت منسوب به خود، مصاحبه کامران نجف‌زاده با خود در سال 82 را بازنشر كرده است.

«تابناك» بدون قضاوت درباره ديدگاه‌هاي اين دو به انتشار اين گفت‌وگوها مي‌پردازد:
 
* عليرضا زاكاني، مسئول وقت سازمان بسيج دانشجويي

* آقاي دكتر! ما مي‌خواهيم وارد بحث 18 تير سال 78 شويم. از اينجا به بعد شما حوادث آن سال را روايت كنيد و اينكه آيا اصلا حوادث آن سال يك كار برنامه ريزي شده بود و يا يك واقعه عادي كه دامنه دار شد؟
- به اعتقاد بنده پاسخ اين سوال هم بله است و هم خير. به عنوان كسي كه در زواياي مختلف اين مسئله درگير بودم برنامه ريزي اوليه وجود داشت و براي اين حرفم دليل هم دارم.

* استدلال شما براي هدفمند بودن آغاز واقعه چيست؟
- اين واقعه حلقه‌اي از زنجيره فشار از پايين و چانه زني از بالاست و از زاويه ديگر فتح خاكريزي ديگر و اينجا بناست اتفاقي دردناك بنام دوستداران نظام و زمينه اتهامي بزرگ عليه آنها فراهم گردد. لذا اگر دقت كنيم مثلا روزنامه جهان اسلام به تاريخ 5 خرداد 78 در ستون شنيده هايش مطلبي را به نقل از من چاپ كرده بود با اين مضمون كه به زودي دفتر تحكيم راهپيمايي را عليه نظام راه‌اندازي مي‌كند. آنها اين اتهام را از قول من به دفتر تحكيم منتسب كردند. اتهامي كه تعارض با امنيت ملي كشور داشت. بنده روز جمعه مطلب را تكذيب كردم و شنبه تكذيبيه‌اش درج شد و يك معذرت‌خواهي از سوي مسئولان آن روزنامه برايم ارسال شد اما مجموعه‌اي كه متهم اصلي اين صحنه بود هيچ وقت تكذيب نكرد. براي خود ما جاي تامل بسيار داشت كه ما تكذيب كرديم ولي تحكيم تكذيب نكرد و اتفاقا همان خبر در 18 تير اتفاق افتاد و تحكيمي‌ها ميدان دار اوليه قضيه بودند.

* خاستگاه‌هاي 18 تير ماه اگر از منظري آسيب شناسانه بنگريم به چند دسته مي شود تقسيم كرد؟
يك سري احزابي بعنوان قوه عاقله يا مدعي قوه عاقله بودند، توليد فكر مي كردند. مطبوعات توزيع فكر را برعهده داشتند دانشجو هم به عنوان عامل اجرايي از نظر آنان بايد براي اين عناصردرخط مقدم عمل مي كرد. بهانه 18 تير ماه در حقيقت بسته شدن يك عامل توزيع كننده آن تفكر خاص بود... بله ، در كوي دانشگاه حلقه توزيع كننده مورد توجه قرار گرفت. بنابر شكايت وزارت اطلاعات روزنامه سلام توقيف شد .بالطبع احزاب ساكت ننشستند و اين توقع بود كه بخش‌هايي از عوامل خودشان را به صحنه بياورند و اين امكان را براي خودشان مهيا كردند.

* به نظر شما همان احزاب ابعاد و دانه هاي حادثه را در نظر گرفته بودند يا مي توانستند پيش بيني كنند كه چه خواهد شد؟!
- ابعادش را در نظر نگرفته بودند. روز پانزدهم سلام تيتر اول خودش را زد و اعلام كرد كه اصلاح قانون مطبوعات طرحي است كه سعيد امامي آن را پيشنهاد كرده است بعد وزارت اطلاعات شكايت كرد و در واقع روزنامه سلام به واسطه حكم معلق از سال 72 توقيف شد. البته معلوم شد كه اصل خبر روزنامه سلام و انتصاب قانون فوق به سعيد امامي دروغ بوده است.
همان موقع مطبوعات وقت، مطلبي را بيان كردند كه يك اتفاق قريب الوقوع در پيش است. روزنامه نشاط چهارشنبه و پنجشنبه وقوع اين اتفاق را خبر داد و نوشت: (كساني كه اين حكم را دادند انتظار عواقب آن را هم داشته باشند.) نكته ديگري هم هست و آن اينكه همانجا اين روزنامه اعلام كرد امثال حجت الاسلام والمسلمين مجيد انصاري حاضر نشده اند مطلب سعيد امامي را درمجلس قرائت كنند اما آقاي موسوي خوئيني ها با اين كار ريسك بزرگي كرده و در حالي بود كه مطبوعاتي مثل صبح امروز نيز در اين زمينه جنگ رواني را دنبال مي كردند ، صبح امروز نوشت: هزينه هاي اين حركت ، هزينه هاي سنگيني خواهد بود يا در جاي ديگري اين روزنامه روز هفدهم نوشت كه نبايد انتظار داشت كه قواعد دموكراسي با شرايط فعلي رعايت گردد.

* حالا اگر شما بخواهيد از بعضي افراد بعنوان عاملين آغاز غائله نام ببريد مشخصاً دست روي چه كسي مي گذاريد؟!
- اول يكسري اعلاميه هايي جهت شروع كار در كوي پخش شد و عامل نصب و پخش آنها هم معلومه و متاسفانه ايشان الان در دبيرخانه كميسيون ماده 10 احزاب به عنوان كارشناس مشغول است. او يكي از عوامل ظاهري شروع كننده 18 تير است و از عوامل فعال اعتراضي بود. محيط كوي دانشگاه شرايط خاصي دارد و در 18 تير ماه، در حقيقت دانشجويان ايام محصول گيري از دوره تحصيل را مي‌گذراندند. من مدتي با خانواده‌ام در شهرستان زندگي مي‌کردم و اين با دوره دانشجويي ما هم زمان شد. من ماه‌ها در اين خوابگاه زندگي كرده‌ام وشرايط آن را درك مي‌كنم.

وقتي اين آقا آنجا شروع كرد به نصب اعلاميه در ابتدا به كارش اعتراض شد اما ايشان توجهي نكرد و بعد از ساعت 5/10 شروع كردند به يار گيري و بعد از يكساعت و نيم تلاش صد نفر را جمع كردند تا از كوي بيرون بيايند و آمدند اما نيروي انتظامي با مراجعه اي كه به اين افراد داشت با صحبت آنها را به داخل كوي برگرداند، همان 30-20 نفري كه معلوم بود سازماندهي شده اند پافشاري داشتند كه از كوي خارج شوند و بعد شرايط رفت به سمتي كه فضاي التهاب مهيا شد و آن اتفاق افتاد. چند نكته جالب اينجاست ، يكي اينكه يكي از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم آن شب ساعت 5/12 قطعنامه اي را در جمع معترضين خواند كه در آن آمده بود: ما تلافي تعطيلي سلام را در مجلس ششم خواهيم كرد و همانجا قرار شد بچه ها به داخل برگردند اما آقاي دكتر داود سليماني هم ساعت حدود يك شب آمد. درخواست وي اين بود كه بچه ها به داخل كوي بيايند اما بيان عجيبي داشت. او مي گفت ما با شما صحنه تخريب اتاق دانشجويانموافقيم به داخل برگرديد، ما كه نشستيم مي خوريم واي بحال شما. البته چيز عجيبتر اين بود كه ايشان در قضيه تعطيلي روزنامه توس كه اتفاقا تجمعي شبانه در داخل كوي اتفاق افتاد که همين آقاي ف- ش هم يكي از فعالين آن بود آقاي سليماني معاونت دانشجويي وقت دانشگاه تهران بجاي آرامش كوي ، اطلاعيه داد و از آنها رسما حمايت كرد. بعد از اين كم كم نيروي انتظامي شروع كرد به هدايت دانشجويان به داخل كوي كه در همين زمان يكي از افراد نيروي انتظامي به دست دانشجويان گرفتار شد كه با پا درمياني آقاي كوهي(مسوول كوي) آزاد شد اما كم كم شرايط به سمتي رفت كه التهاب افزايش يافت و به تخريب ماشين ها و مهد كودك روبروي كوي و آرايشگاه و... رسيد.

اين خروج غير قانوني كه حركت كاملا برنامه ريزي شده كوچكي بود ، توسعه پيدا كرد و جنبه هاي غير قانوني ديگري گرفت و كار را به جايي رساندند كه آن اتفاق افتاد و در ساعت 13/4 صبح نيروي انتظامي وارد كوي دانشگاه شد. آن حركت غير قانوني و خروج غيرقانوني از كوي اين روند غير عقلاني را هم بدنبال داشت و شرايط را برد به سمتي كه تعرض به خوابگاه شروع شد ولي مسببان اصلي صحنه را ترك و فرار كردند و كساني كه در حال آسايش و استراحت بودند و يا از نمازجماعت صبح برگشته بودند ضرب و شتم شدند. همانجا 70-60 نفر از بچه هاي بسيج دانشجويي كه از نماز جماعت صبح برمي گشتند مضروب شدند حتي دستشان شكست. بعد سه نفر از اعضاي نيروي انتظامي كه به دست معترضين افتادند و زمينه جوري مهيا شد كه موج دوم حركت هم شكل بگيرد (30/6صبح) و ما اينجا با تاسف ديديم كه يك حركت گسترده اي صورت گرفت و به غير از نيروهاي نيروي انتظامي بخشي هم بودند كه خودسرانه وارد شدند و دايره آسيب گسترش يافت.در حقيقت بهانه ورود مجدد به كوي همين دستگيري وبه نوعي اسارت اين سه نفر بود. لذا باز يك حركت غيرقانوني ديگر سبب ورود نيروهاي ديگري شد.

روز بعد ساعت 9 صبح كم كم يك تجمع و راهپيمايي از داخل كوي پزشكي وبعد خروج از كوي پزشكي به سمت خيابان كارگر شمالي را شاهد بوديم كه محور اين حركت انجمن اسلامي دانشگاه تهران بود و عناصر شاخص آن هم در ميان معترضين حضور داشتند.

* اما ساعت 11 صبح همانروز يك تخريب مجدد هم در كوي صورت گرفت كه اينجا ديگر عوامل خود سر و انتظامي و نظامي حضور نداشتند ، اين حركت كار چه كساني بود؟!
- اين ديگر مربوط به خود خوابگاهي بود يا دانشجويان يا كساني كه به حمايت از آنها وارد کوي شده بودند ، اين تخريب هاي جديد بخصوص در ساختمان شماره 21و 22 به چشم مي خورد.

* گويا شما روز اول واقعه تهران نبوديد ، وقتي رسيديد چه حالي بهتان دست داد؟!
- غروب روز جمعه از آبادان كه برگشتم يكسره رفتم كوي. ديدم يكسري نقاب بسته اند و خيابان را مسدود كرده اند. رفتم داخل كوي. وضع بسيار بدي بود بغض گلويم را مي فشرد آمدم بيرون ، همين طور چشم مي انداختم بين بچه ها كه شايد يكي را آشنا پيدا كنم و مانع از گسترش اين ماجرا شوم. آنجا وزراي آموزش عالي و بهداشت در مسجد كوي بودند. روساي دانشگاههاي تهران و علوم پزشكي و بهرحال وضع بسيار نامناسبي بود. ديگر فضا ، فضاي عقلاني نبود. كوكتل مولوتوف بود و سنگ وآجر هرچه گيرشان مي آمد پرتاب مي كردند. بايد اين غائله ختم مي شد. رفتم بين جمعيت و نيروي انتظامي ايستادم.همان موقع بود كه شاهد صداي تيراندازي بودم كه بعدا فهميدم شخصي به نام عزت ابراهيم نژاد در آنجا كشته شده است. از بالاي ساختمان كوي كوكتل مولوتوف پرتاب مي كردند. درگيري ها خيلي جدي بود.

* بعد چه كرديد؟!
آمديم دوباره از در غربي كوي وارد شويم ديديم 16-17 نفر آنجا با نقاب ايستاده اند و نمي گذارند كسي وارد شود. مانع شدند صحبت كردم . ارتباطي سريع برقرار شد. اول نمي گذاشتند برويم داخل. بعد كمي صحبت كرديم. كار بجايي رسيد كه خجالت مي كشيدند بگويند برويد داخل. يكي شان حتي گفت كه گلويش درد مي كند معاينه اش كردم برايش دارو تجويز كردم. بالاخره رفتيم داخل.

* آنجا چه خبر بود؟ همان داخل كوي را مي گويم...
البته ما سريعا به ميان معترضين آمديم صحنه هاي عجيبي مي ديدم. آقاي شمس الواعظين بود، آقاي تاج زاده بود. داشتند با معترضين صحبت مي كردند ، يكي از همانها داد زد كه ما دانشجو نيستيم اما به حمايت از آنها اينجا آمده ايم.
- 5/3-4 صبح بود كه فضا مناسب تر شد. فرداي آن روز انجمن اسلامي در دانشگاه تهران تجمعي گذاشت كه غير قانوني بود. مطالباتي مطرح شد و جالب بود كه آقاي علي افشاري درخواست مي كرد كه شهدا را به ما تحويل دهند تا برايشان مراسم بگيريم. يادم هست مجري برنامه لباس سياه پوشيده بود و براي شهدا زاري مي كرد. همانجا از تريبون استعفاي رئيس وقت دانشگاه تهران و آقاي دكتر معين قرائت شد. آقاي ابوترابي هم آمد صحبت كند كه تعرض كردند و نگذاشتند صحبت ايشان تمام شود.

* شما هم از طرف بسيج دانشچويي موضع خاصي گرفتيد؟
- بله ، موضع ما معلوم بود. هم خروج غيرقانوني از کوي و هم ورود غير عقلاني به کوي دانشگاه را نادرست مي دانستيم.

* خاطرتان هست كه مي‌گفتند چند نفر كشته شده‌اند؟ در بعضي از اطلاعيه‌ها به اصل كشته شدن بدون ذكر تعداد بسنده شده بود ولي بعضي انجمن اسلامي‌ها پنج كشته را ذكر مي كردند.
- جالب اين بود كه اطلاعيه انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران از بيت رهبري خواسته بود كه دخالت كنند در صورتي كه اصلا كشته‌اي در كار نبود، تعداد شهدا را مجمع صنفي دانشكده حقوق 13 نفر اعلام كرده بودند و اسامي را هم نوشته بودند و با پارچه سياه تزئين كرده بودند. در تريبون هاي احساسي كه انجمن اسلامي بر پا مي كرد يكبار مثلا يك از نزديكان يك منافق كه ظاهرا سال 61-60 اعدام شده بود رفت پشت تريبون و خواستار احقاق خون منافقين شد. در ادامه همين تجمع در شنبه ظهر روبروي دانشگاه تهران خانمي را به زور چادر از سرش كشند و از سوي ديگر موتورسواري كه بر اي امتحان دادن مي رفت را به خاطر ظاهر متدينش ، مي اندازند و كتك مي زنند و موتورش را هم آتش مي زنند.

* در ادامه چه اتفاقي افتاد... شنبه شب مجددا فضا در خيابان كارگر شمالي متشنج بود؟
- هر كسي را كه ظاهر مذهبي داشت ، چه دانشجو بود و چه غير دانشجو دست و پايش را مي شكستند و بعد به مسجد كوي مي بردند و به قول خودشان اسير مي كردند. تا هشت نفر يادم است. حالا اين وسط 200-300 تا موتور سوار هم آمده بودند چهارراه جلال آل احمد كه ما دوباره با استدلال، خواهش و التماس آنها را راهي كرديم رفتند...
 
* براي شما هم اتفاق خاصي افتاد؟!
- ناگهان ديدم 10-15 نفر ميله هاي آهني در دست دارند از خيابان کارگر مي آيند پائين. سلام كردم. جواب ندادند انگار ظاهرم باب پسند آنها نبود. گفتم من پزشكم و كارت دانشجويي ام را هم نشان دادم ، سردسته آنها به من گفت كاري به دانشجو بودنت ندارم با ما هستي يا با آنها. خلاصه از يك طرف اينها را آرام مي كرديم و از طرفي موتورسوارها را سه ساعت همين طور گذشت. خاطرم هست پيرمردي كه از آنجا مي گذشت گفت: شما امشب فرشته نجاتيد كه نمي گذاريد اين ها با هم درگير شوند. سردسته نقابداران وقتي ديد كه بنده ايستادم و صحبت مي كنم گفت داداشمان را ببريد بالا فهميدم مي خواهند بنده را نيز بزنند و به مسجد كوي ببرند.

* موتوري‌ها رفتند؟!
- موتوري‌ها رفتند به جز 5-4 نفرشان رو كردم به سردسته آنهايي كه نقاب داشتند و ميله به دست گفتم بروم اين چند تا موتور را هم رد كنم بعد بيايم خدمت شما. گفت با اين محاسنت جرات داري برگردي؟ گفتم بر مي گردم. موتوري ها را رد كردم و آمدم طرف اينها. كنارشان نشستم كنار تقاطع جلال آل احمد ولي يكي شان با ميله يك متر و نيمي كه داشت ، مرا كه ديد آمد طرفم. اشهدم را خواندم. گفتم زد وسط سرم يكهو نشست كنارم و پرسيد: اينجا كجاست؟! انگار به بنده اعتماد كرده بود ، گفت آقا من كارگرم. ما را از سمت رسالت سوار كردند از ساعت شش غروب تا حالا اينجا هستم ، الان مي خواهم برگردم را ه را بلد نيستم. باهاش صحبت كردم پرسيدم چرا اينجوري مي كني؟ گفتم ميله ات را بيانداز ، انداخت توي جوي ، آدرس دادم و رفت، ساعت 4 صبح بود.

* پس حسابي آب گل آلود و ماهي بود كه...
- بله يكسري آدم احساساتي هم بودند كه بچه هاي بسيج دانشجويي با آنها صحبت مي كردند تا كمي حركت هاي عقلاني انجام بدهند يكبار خاطرم هست روز يكشنبه صبح داخل كوي حتي آقاي عبداله نوري آمد صحبت كند چند بار تا مي آمد بگويد(در يك اتفاق غير منتظره)...او را هو مي كردند ،بعد از دوبار هو شدن آخر مي خواست قهر كند نگذاشتند بعد سريع حرفش را زد و گفت اول ببينيد من چه مي گويم، مي گويم در يك اتفاق غير منتظره دوم خرداد پيروز شد.. و اما اينكه شما مي كوييد از آب گل آلود ماهي مي گرفتند مرا ياد حرف آقاي دروديان از اعضاء دفتر تحکيم انداخت كه در آن وضعيت اعلام كرد كه نيروي انتظامي بايد منفك شود و زير نظر وزارت كشور باشد. آنها دنبال پياده كردن خواسته هاي خودشان بودند.

* حرفي از حضراتي كه براي معترضين سخنراني مي كردند در ذهن شما مانده كه جاي نقل داشته باشد...
- يادم هست عصر يكشنبه آقاي سحابي آمده بود آنجا و مي گفت شما (دانشجويان) بياييد داخل و اين حركتها را بصورت دوره اي انجام دهيد.!

* خود شما هم در اين ميان آسيب ديدديد؟!
- 6 يا هفت بار به بنده تعرض كردند اما در همه موارد با آنها صحبت كردم و به لطف خدا مشكلي پيش نيامد البته بار آخر هم كه از بلندي پريدم و پاي راستم شكست و گچ گرفتم.

* اين همه تجمع غير قانوني برگزار مي شد بسيج دانشجويي خواستار تجمع قانوني نبود؟
- اتفاقا ما درخواست تجمع از وزارت كشور كرديم. ظهر روز دوشنبه زنگ زدند از وزارت كشور و آقاي حق شناس مدير كل سياسي وزارت كشور ضمن تشكر از ما گفت كه اين اولين درخواست تجمع قانوني است كه در اين مدت به ما داده اند و غير از اين همه غير قانوني بوده است. گفت آقاي تاج زاده هم درخواست شما را ديده و خوشحال شده و مي خواهد شما را ببيند و صحبت كند ، نظر وزارت كشور اين است كه شما با تحكيم تجمع مشترك برگزار كنيد، گفتم ما با دفتر تحكيم وحدت اختلاف نظر داريم آنها مي خواهند محيط ملتهب شود و امتياز بگيرند اما ما مي خواهيم عقلاني حركت كنيم. بعد بحث خودي و غير خودي را كردم كه گفت مرزبندي هاي جديدي را تعريف كن تا آدمهاي بيشتري وارد شوند. گفتم مثلا چه جور مرزبندي؟! گفت خشونت گرا وغير آن و اضافه كرد: آن وقت حتي نهضت آزادي هم مي‌تواند با شما تجمع مشترک بگذارد. گفتم: تعجب مي كنم مدير كل سياسي وزارت كشور نمي‌داند اين كساني كه دارند آشوب مي‌كنند پرورش يافته نهضت آزادي‌اند. اما آنها مثل افعي در حاشيه نشسته‌اند.

بعداز ظهر آن روز گفتند در خواست شده بيائيد دبيرخانه شوراي عالي امنيت كشور كه من با آن وضع پايم رفتم و ديديم نمايندگان تحكيم (آقايان افشاري و حجتي و احمدي) و يكي از جامعه اسلامي آنجا بود. آقاي مرداني هم با من بود وارد جلسه شديم ديديم وزراي كشور ،‌ آموزش عالي ، بهداشت و درمان و.... آنجا هستند. درخواستي كه وزير كشور از ما كرد همان درخواست آقاي حق شناس بود كه مي گفت كه بيائيد و تجمع مشترك با دفتر تحكيم برگزار كنيد. گفتيم ما اصلاً نگاهمان با هم فرق دارد گفتند اگر به تفاهم رسيديد نظرتان را به ما اعلام كنيد. حال آقاي علي ربيعي جالب بود كه آنجا مدام به ما مي گفتند كه توصيه مي كنم اين کار را بكنيد. بعد رفتيم با بچه هاي تحكيم صحبت كرديم آنجا ديديم اينها از ابتدايي ترين مسائل و اطلاعات برخوردار نيستند يا خودشان را به ندانستن زده اند. حتي در جلسه اي كه در دبيرخانه شوراي عالي امنيت كشور بود دوبار اعضاي جلسه به اطلاعات نادرست آقاي افشاري اعتراض كردند. همان شب در جلسه آقاي تاج زاده برگشت به من گفت ما به شما مجوز نداديم. گفتم اعلام كنيد غير قانوني است. چون قانون ملاك ماست و در اين صورت ما تجمعمان را برگزار نمي كنيم. همين شد كه فردا صبح ساعت 7 در اخبار سراسري اعلام كردند که وزارت كشور طي اطلاعيه اي اعلام كرده كه به هيچ تجمعي مجوز نداده است و اين براي ما جالب بود چون تا آن روز هيچ وقت اعلام نكرده بودند ، و قريب 72 ساعت تجمعات و آشوبهاي مختلف بود كه وزارت كشور موضعي نمي گرفت اما به محض اينكه دانشجويان مسلمان مي خواستند مطالبات بحق و انقلابي خود را داشته باشند اين اطلاعيه صادر شد.

* يادمان رفت بپرسيم وقتي داشتند با ميله مي آمدند طرف شما چه حالي پيدا كرديد...
- تنهاي تنها بودم. آيت الكرسي را شروع كردم به خواندن.

* ما در يك جمع بندي خيلي كوتاه مي توانيم بگوييم كه حادثه 18 تير ماه در ابتدا سازماندهي شده بود ولي بعد حتي از دست مجريان آن هم خارج شد...
- بله دقيقاً همين است.


* مصطفي تاج‌زاده، معاون سياسي وزارت كشور وقت

۱. آیا تجمع دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام اتفاقی، منحصر به فرد و ویژه بود؟

پاسخ این است که خیر؛ زیرا بارها و بارها دانشجویان کوی دانشگاه تهران در اعتراض به برخی تصمیمات دولتی و حکومت تجمع‌های خودجوش شکل می‌دادند. در این مواقع معمولاً بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ نفر از دانشجویان در کوی جمع می‌شدند و بعضاً با دادن شعارهایی از کوی خارج شده و تا امیرآباد، تقاطع بزرگراه آل‌احمد می‌رفتند و سپس به کوی برگشته و متفرق می‌شدند. بعد از توقیف روزنامه سلام به جرم این­که چرا طرح سعید امامی را در مورد مطبوعات افشا کرده بود، این اجتماع شکل گرفت. بعدها دانشجویی که نخستین یادداشت را برای دعوت از دیگر دانشجویان به منظور برپایی تجمع نوشته بود (اگر اشتباه نکنم اسم او آقای شفیعی بود) دستگیر شد و نزدیک به دو سال در زندان بود. نه در آن دو سال و نه در سال­های بعد تا به امروز، هیچ مدرکی دال بر اینکه این اجتماع را یک جریان سازمان‌یافته سیاسی شکل داده باشد به دست نیامد و بنابراین قاطعانه می‌توان گفت این تجمع، تجمعی بود خودجوش و دانشجویی، مثل همیشه.

۲. آیا نحوه مقابله با آن اجتماع خودجوش دانشجویی طبیعی بود؟

مواجهه با دانشجویان تجمع‌کننده در مرحله اول کاملاً طبیعی بود اما در مرحله بعد غیرطبیعی، سازمان‌یافته و از پیش تصمیم گرفته شده بود. در مرحله اول به محض خروج دانشجوها از کوی، چون همیشه نزدیک­ترین پاسگاه نیروی انتظامی تعداد محدودی نیرو به محل می‌فرستد و با زبان لین از دانشجوها می‌خواهد که به کوی برگردند و خواسته‌هایشان را از طرق قانونی پیگیری کنند و دانشجویان به همین ترتیب عمل می‌کنند. تا اینکه از فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ با آنها تماس گفته می‌شود که شرایط را همان‌طور که هست حفظ کنند تا فرمانده و نیروهایش به محل برسند. با رسیدن نیروهای جدید به محل با اینکه اکثریت قریب به اتفاق دانشجوها به درون کوی برگشته بودند و تعداد معدودی دم در کوی ایستاده بودند و مسئولین مربوطه کوی و دانشگاه تهران در آنجا حضور به هم رسانده بودند تا تجمع را به صورت مسالمت‌آمیز خاتمه دهند، برخوردهای خشونت‌آمیز، غیر مسبوق به سابقه و علنی مسئولان نیروی انتظامی با دانشجویان و مسئولان مربوطه موجب تحریک آنان شد و سپس بی هیچ دلیل روشنی آقای نظری فرمان حمله نیروهای انتظامی و در کنار آنها لباس شخصی‌ها به درون کوی را صادر کرد و به همین دلیل می‌گویم که این حرکت، اقدامی غیرطبیعی و از قبل سازماندهی شده بود و نیروها توجیه شده بودند که به داخل کوی بروند و همه‌ دانشجوها را مورد ضرب و شتم قرار دهند.

۳. آیا حادثه کوی دانشگاه در حدی هست که هر سال درمورد آن سخن گفته شود و آیا این ماجرا لازم است به نقطه عطفی در حرکتهای دانشجویی بدل شود؟

جواب این است که بله، ما چنین هجوم غیرانسانی و ناموجهی را به دانشجویان کوی از ابتدای تأسیس دانشگاه تهران مشاهده نکرده بودیم. این حمله چنان تأثربرانگیز بود که هر کس که روزهای اول به کوی وارد شد و آثار ضرب و شتم را دید به شدت متأثر شد و گریست و باور نمی‌کرد که در جمهوری اسلامی کسی بتواند به دانشجوها به این شکل وحشیانه حمله کرده باشد و بعضی از دانشجویان را در حالت خواب و بیداری از طبقه دوم به حیاط کوی پرت کنند و موجب مجروح شدن تعداد قابل‌توجهی از دانشجوها شود و روز بعد هم یک جریان پنهان اما شناخته شده، عزت ابراهیم‌نژاد را به قتل برساند و سپس آمران و مباشران آن تبرئه شوند و پس از مدتی مدعی، یعنی شاکی و متشاکی جایشان عوض شود. در این شرایط بزرگداشت این روز لازم است.

۴. چرا این حادثه رخ داد؟

در این زمینه تحلیل‌های متفاوتی ارائه می‌شود؛ اما به نظر من اقتدارگراها می‌خواستند با یک تیر دو نشان بزنند. طبق تحلیل آنها مطبوعات و دانشگاه دو بال اصلاحات بودند که باید به هر قیمتی چیده می‌شدند تا پرنده اصلاحات زمین‌گیر شود و سرکوب آن آسان. بنابراین با توقیف غیرموجه روزنامه سلام و با سرکوب غیرانسانی دانشجوهای کوی دانشگاه تهران فضایی ایجاد کردند که انفعال بر دانشگاه حاکم شود تا چنانچه مطبوعات کشور را آن هم به استناد قانون مربوط به اراذل و اوباش و به صورت فله‌ای توقیف کنند کسی را یارای اعتراض کردن نباشد. کما اینکه آقای صفارهرندی وزیر ارشاد کنونی که آن زمان معاون آقای حسین شریعتمداري در روزنامه کیهان بود، پس از توقیف فله‌ای مطبوعات مقاله نوشت که: «ما روزنامه‌ها را بستیم و هیچ اتفاقی نیافتاد» و نتیجه گرفت که «این روزنامه­ها دارای پایگاه مردمی نیستند.» از منظر وزیر ارشاد دولت آقای احمدی‌نژاد، تیراژ مطبوعات و میزان نفوذ آنان در افکار عمومی بیانگر پایگاه اجتماعی آنان نیست بلکه به راه نیفتادن تظاهرات مردمی بیانگر آن است که روزنامه فاقد پایگاه مردمی است و مردم با توقیف فله‌ای مطبوعات مخالف نیستند. به نظر من روزنامه سلام و دانشگاه تهران به عنوان سمبل مطبوعات آزاد و دانشگاه مستقل سرکوب شدند تا بقیه روزنامه‌ها و دانشگاهها حساب کار خود را بکنند.

۵. آیا فاجعه‌آفرینان به اهداف خود رسیدند؟

به نظر من در بخش­هایی از اهداف خود به ویژه در زمینه منفعل کردن بخش­های وسیعی از دانشجویان موفق شدند ولی هرگز نتوانستند افکار عمومی را از توجه به فاجعه و حمایت از آقای خاتمی باز دارند. جالب آنکه انتخابات مجلس ششم که حدود هشت ماه بعد از فاجعه برگزار شد، ثابت کرد که اصلاحات و اصلاح‌طلبان هنوز حرف اول را در افکار عمومی می‌زدند به همین دلیل بعد از انتخابات مجلس، تصمیم گرفتند کار را یکسره و همه روزنامه‌های اصلاح‌طلب را قلع و قمع کنند. این تصمیم را با پخش فیلم مونتاژ شده آقای لاریجانی از کنفرانس برلین و فضاسازی بعد از آن آغاز کردند اگرچه حتی بعد از این کار نیز در مرحله دوم انتخابات مجلس ششم مردم دوباره به اصلاح‌طلبان رأی دادند. در سال بعد نیز آقای خاتمی را با ۲ میلیون رأی بیشتر به ریاست‌جمهوری برگزیدند. اما کاملاً مشخص بود که فضای دانشگاه در حال تغییر است و نگاه به خارج به تدریج گسترده­تر می‌شود به گونه‌ای که بعضی تشکل‌های دانشجویی حمله آمریکا به عراق و اشغال آن کشور و سقوط صدام را بهار بغداد خواندند با این توجیه که بعد از این مردم عراق روی آبادی، آزادی و آرامش و رفاه را خواهند دید.

۶. آیا مواجهه اقتدارگرایان با فاجعه کوی در سال­های بعد، از جمله امسال منطقی بود یا خیر؟

اقتدارگرایان چند راه پیش رو داشته‌اند. یکی اینکه اساساً ادعا کنند این فاجعه را دوم‌خردادی‌ها و اصلاح‌طلبان ایجاد کردند. همان حرفی که در مورد قتل‌های زنجیره‌ای یا ترور آقای حجاریان و یا اخیراً سخنان آقای پالیزدار مطرح کردند. این ادعا جز خنده بر لبان شهروندان و اظهار تأسف آنان نتیجه‌ای نخواهد داشت. دوم آنکه پیشنهاد اصلاح‌طلبان را عملی کنند و گزارش دقیق کمیته‌ای را که شورای عالی امنیت ملی تشکیل داد و اعضای آن به تأیید رهبری نظام رسیدند و اتفاقاً به لحاظ عددی اصلاح‌طلبان در آن در اکثریت قرار نداشتند، مبنای مجازات مهاجمان قرار گیرد. اما آنان گزارش را کنار گذاشتند. با وجود این که شواهد روشنی از وضعیت آمران و مباشران فاجعه در دست بود از جمله نوار مکالمه آقای نظری با مسئولین کلانتری محل، ادعاهای وی در جلسه روز جمعه شورای تأمین استان تهران که چرا به داخل کوی دانشگاه حمله کردند، دستگیری و اعتراف تعدادی از لباس شخصی‌هایی که به درون دانشگاه وارد شده و تیراندازی کرده بودند و همین‌طور جریان به قتل رسیدن آقای عزت ابراهیم‌نژاد و سوالاتی که در مورد قاتل آن وجود داشت و در حقیقت به دلایل فراوانی اقتدارگرایان نه می‌توانند اصل قضیه را منکر شوند و نه قادرند خطاهای فرماندهان مستقر در محل را توجیه کنند و نه حتی می‌توانند یک دلیل برای ورود به خوابگاه دانشجویان و شکستن حریم دانشگاه ارائه کنند، پیشنهاد ما این بود که قوه‌قضائیه گزارش کمیته شورای عالی امنیت ملی را مبنا قرار دهد و به جرایم متخلفان رسیدگی و آنان را محکوم کند تا اثبات شود تصمیم ورود به دانشگاه خودسر و توسط فرماندهان حاضر در محل گرفته شده است نه اینکه نظام جمهوری اسلامی مورد اتهام قرار گیرد؛ اما متأسفانه نه دادگاه بر این اساس عمل کرد و نه تصمیمات درستی توسط اقتدارگراها در سالهای بعد اتخاذ شد. راه سوم که عملاً اقتدارگرایان در پیش گرفته‌اند آن است که سعی کنند این حادثه را از ذهن و خاطره دانشجوها بزدایند. تلاش مذبوحانه­ای که از ابتدا محکوم به شکست بود. بر همین اساس امسال نیز همه دانشگاه‌ها و حتی خوابگاه‌ها را تا ۱۵ تیر تعطیل و تخلیه می‌کنند تا دانشجویان نتوانند در دانشگاه و به صورت جمعی این روز را گرامی بدارند. نتیجه آن شده است که اکنون برخی کشورهای خارجی درصدد نامگذاری هجدهم تیر بر خیابانهای خود برآمده اند.

۷. سؤال آخر اینکه چرا با همه اینکه حکومت یکدست شده است، اقتدارگراها با مسئولین وقت دولت اصلاحات از جمله بنده حاضر به مناظره درباره کوی دانشگاه نیستند؟

به نظر من علت روشن است. چون علاوه بر سؤال های فوق که پاسخ‌های روشن می‌طلبد، اقتدارگراها نمی‌توانند توضیح دهند که چرا ۹ سال پس از کشته شدن عزت ابراهیم‌نژاد قاتل وی شناسایی و محاکمه نشده است و چرا ۹ سال پس از آنکه عده‌ای در برخی از نقاط شهر آشوب کردند و مراکزی را سوزاندند، کسانی که این عمل شنیع را مرتکب شدند شناسایی و محاکمه نشدند. قبلاً هم گفته‌ام علت را باید در ضرب‌المثل چاقو و دسته آن جست.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:1  توسط سارا  | 

 درحالي كه فرماندارمشهدوستاد انتخابات خراسان رضوي ازانتخاب سومين منتخب مردم مشهد و كلات درهشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي خبر مي دهند،ميزان آراءاعلام شده عفت شريعتي كوهبناني ازحدنصاب لازم كمتر است.

مطابق ماده هشت قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي انتخاب نماينده در مرحله اول منوط به كسب اكثريت حداقل يك چهارم كل آراءمي باشد‏.‏
اين بدان معناست كه منتخب سوم حوزه انتخابيه مشهد و كلات بايدازمجموع ‏710‏هزار و ‏109 ‏راي ,‏177 ‏هزار و ‏527 ‏راي راكسب كرده باشد درحالي كه آراءاعلام شده عفت شريعتي كوهبناني ‏170 ‏هزار و ‏398 ‏راي اعلام شده است ‏.‏
بدين ترتيب این نامزد اصولگرایان و لیست هوالمطلوب براي راه يافتن به مجلس هشتم در دوره نخست هفت هزار و‏129 ‏راي كم دارد‏.‏
گفته می شود فرماندارمشهد در ارتباط با این ابهام با صحيح دانستن اين آماراعلام كرده كه كل آراءماخوذه "صحيح "ملاك شمارش است ‏.‏
اين درحالي است كه درماده هشت قانون انتخابات به كلمه "صحيح "اشاره نشده است ‏.‏
فرماندارمشهد مستند قانوني اين سخن خودرا نیز اعلام نكرد‏ه است.
 همچنین  ماده ‏19 ‏قانون انتخابات می گوید:‏درموارد ذيل باتاييد هيات نظارت حوزه انتخابيه مربوطه ,برگهاي راي باطل وجزءآراءماخوذه محسوب نشده ومراتب درصورتجلسه قيد و آراي مذكور ضميمه صورتجلسه خواهدشد‏:‏
‏1‏-صندوق ,فاقدلاك ومهرانتخاباتي باشد‏.‏
‏2‏-‏........‏
‏15‏-آراي كه سفيدبه صندوق ريخته شده باشد‏.‏
امانكته مهم آن است كه درخبر ستادانتخابات استان خراسان رضوي و فرماندارمشهد سخن از آراء ماخوذه به ميان آمده ومنظور از آراءماخوذه نيزآرايي است كه آراءباطله ازآنهاكسرشده است و آرائ ماخوذه همان آرائ صحیح است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:28  توسط سارا  | 

دبیر مجمع اسلامی بانوان در گفت و گو با راه سوم، ضمن گلایه از عملكرد انتخاباتی تلویزیون، گفت: «متاسفانه مسئولین برنامه‌های خبری تلویزیون هنگامی كه در باره مسائل مربوط به انتخابات با چهره‌های اصلاح‌طلب مصاحبه می‌كنند سخنان آنان را ناقص و سانسور شده منعكس می‌كنند».

فاطمه كروبی با اشاره به پخش سخنانش از برنامه چند شب گذشته 20:30 اظهار داشت: «از قول من نقل شد كه ما در فهرست خود با مشكل نامزدهای زیادی مواجه هستیم كه با این سخنان قصد داشتند این تصویر را در اذهان ایجاد كنند كه تعداد تایید صلاحیت‌ها از نامزدهای اصلاح‌طلب آنچنان زیاد بوده است كه حتی برای تهیه یك لیست انتخاباتی هم دچار مشكل شده‌اند».

وی با تاكید بر اینكه «این سخنان كاملا خلاف واقع است» تصریح كرد: «من پیش از این رسما اعلام كرده بودم كه ما از مجموع نامزدهای اصلاح‌طلب 50نفر را مد نظر قرار داده‌ایم و قصد داریم كه از این میان لیست خود را بر اساس معیارهای مورد نظر قطعی كنیم».

عضو ائتلاف مردمی اصلاح‌طلبان افزود: «البته اگر مسئولین تلویزیون تصور می‌كنند مد نظر قرار دادن 50 نامزد اصلاح‌طلب آن هم در انتخاباتی كه حدود 290 نفر انتخاب خواهند شد بسیار زیاد است حرفی نیست».

كروبی خاطر نشان ساخت: «متاسفانه این اولین باری نیست كه دست‌اندر كاران این برنامه سخنان من را تحریف می‌كنند. پیش از این هم چند بار مصاحبه‌های من به نحوی منعكس شده بود كه گویا من همواره در حال انتقاد وارد كردن به یك طیف خاص هستم، این در حالی است كه اگر انتقادی قرار است مطرح شود من آن را نسبت به طیف‌های مختلف ابراز می‌كنم اما در تلویزیون بخشی از آن حذف می‌شود».

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:29  توسط سارا  | 

به گزارش راه سوم «مهدی كروبی» در حاشیه مراسم یادبود آیت‌الله توسلی در جمع خبرنگاران ضمن بیان این مطلب كه «به نظر می‌رسد برخی افراد دیگر تایید صلاحیت خواهند شد»، اظهار داشت: «البته باید روند تایید صلاحیت‌ها سرعت بیشتری پیدا كند و چهره‌های شاخص بیشتری تایید شوند».
 
كروبی تاكید كرد: «تا این حد كه افراد تایید شده‌اند راضی‌كننده است، ولی كفایت نمی‌كند».
 
دبیر كل حزب اعتماد ملی با بیان این كه «انتظار داریم افراد شاخص‌تری تایید شوند» خاطرنشان كرد: «امیدواریم تایید صلاحیت‌ها بیشتر شود تا فضای رقابتی بهتری شكل بگیرد؛ چون هنوز در برخی حوزه‌های انتخاباتی شاهد رقابت نیستیم».
 
مهدی كروبی در پایان گفت: «همه باید در چارچوب قانون عمل كنند، وقتی در چارچوب قانون عمل شود فضای رقابتی ایجاد خواهد شد».
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:26  توسط سارا  | 

دکتر حسن روحانی در مراسم یادبود و بزرگداشت آیت الله توسلی گفت: استراتژی امام(ره) حضور مردم در صحنه بود؛ این استراتژی نباید فراموش شود. عامه مردم اشتباه نمی‌كند. وجدان عمومی مردم اشتباه نمی‌كند. هرگونه هم كه خبر بسازیم وجدان عمومی مردم آگاه و بیدار است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:14  توسط سارا  | 

دبیرکل حزب اعتماد ملی روند تاییدصلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم از سوی شورای نگهبان را راضی کننده عنوان کرد اما گفت که این تعداد تائید صلاحیت شده هنوز کافی نیست.

حجت الاسلام مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی در حاشیه مراسم ختم آیت الله توسلی در حسینیه جماران در جمع خبرنگاران به مهر گفت: روند رد صلاحیت از سوی دستگاه نظارت و اجرا در مرحله اول هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ کمیت بسیار گسترده بود اما خوشبختانه با بررسی های مجدد عده ای از رد شده ها برگشتند.

وی افزود: اگر چه تعدادی از افرادی که صلاحیتشان تایید نشده بود، در بررسی های مجدد تایید شدند اما این مقدار کافی نیست و امیدواریم که فردا و روزهای آتی که قرار بر تایید جمع دیگری است جمعی دیگر از داوطلبان رد صلاحیت شده تایید شوند.

دبیر کل حزب اعتماد ملی در پاسخ به این سئوال که آیا با تایید صلاحیت های اخیر زمینه برگزاری انتخابات رقابتی فراهم شده است یا خیر، تصریح کرد: در بخشی از کشور زمینه انتخابات رقابتی با تایید برخی افراد از سوی شورای نگهبان فراهم شده است اما هنوز در بخشی از حوزه ها این امر محقق نشده است.

کروبی ابراز امیدواری کرد که در بررسی های نهایی شورای نگهبان زمینه برگزاری انتخابات رقابتی در تمامی حوزه های انتخاباتی سراسر کشور فراهم شود.

وی در پایان با بیان اینکه قطره چکانی در تایید صلاحیت ها فایده ای نخواهد داشت، خاطر نشان کرد: اگر می خواهند تایید کنند باید به صورتی عمل کنند که زمینه انتخابات رقابتی در سراسر کشور فراهم شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:8  توسط سارا  | 

اسامي 251 تن از نامزدهاي رد صلاحيت شده انتخابات مجلس كه در بررسي مجدد توسط شوراي نگهبان تائيد صلاحيت شدند منتشر شد.

به گزارش فارس، اسامي اين تعداد از كانديداهاي تائيد صلاحيت شده به تفكيك استاني و حوزه انتخابيه به شرح زير است:


* اردبيل

سيدمرتضي عاملي كلخواران - اردبيل و نمين و نير
سيداسرافيل تعميري گهراز - خلخال و كوثر

*اصفهان

حسن افضل - نائين
حسنيعلي براتي علويجه - اصفهان
مهدي بهرامي - اصفهان
مرضيه جام - نائين
اكبر خالي - اصفهان
عباس داودوندي - گلپايگان و خوانسار
محمد زارع‌جوشقائي - كاشان و آران و بيدگل
طاهر سياهي - فريدن و فريدونشهر و چادگان
مجتبي سعادتي‌اسكندري - فريدن و فريدونشهر و چادگان
احمدعلي سلطاني - لنجان
اميرعباس سنجيده - اصفهان
مسلم شفيعي - سميرم
عليرضا شيرمحمدي‌فرد - نطنز و قمصر
علي ضيايي - كاشان و آران و بيدگل
عبدالرضا كوه‌پيماوني - كاشان و آران و بيدگل
اسداله كيان‌ارثي - اصفهان
ابوالفضل متين‌پور - كاشان و آران و بيدگل
نصير محمدي‌ - فريدن و فريدونشهر و چادگان
فاطمه ملكوتي ‌خواه - اصفهان
مصطفي مهرابي - خميني شهر
حميد ميرمجربيان - اصفهان
رضا نصوحيان - اصفهان
بدريه نصيري - سميرم
محمد نيكوفر - اصفهان
مرضيه وانوني - اصفهان
فرزانه پارندي - نطنز و قمصر

* ايلام

اسد احسان‌زاده - دهلران و دره شهر و آبدانان
علي جمشيدي - ايلام و ايوان و شيروان و چرداول و مهران
صابر زارعي - ايلام و ايوان و شيروان و چرداول و مهران
ميرحمزه كرمي - ايلام و ايوان و شيروان و چرداول و مهران
كورش منصوري - ايلام و ايوان و شيروان و چرداول و مهران
عبدالرحمان هاشمي - ايلام و ايوان و شيروان و چرداول و مهران

*بوشهر

محمدكاظم حق‌شناس - بوشهر و گناوه و ديلم
احمد خواجه‌گيري - بوشهر و گناوه و ديلم
سيدحجت علوي - دشتستان

*تهران

علي بدلي- رباط كريم
فريدون بيت‌يونان - مسيحيان آشوري و كلداني
ايرج چگيني‌نژاد - ساوجبلاغ و طالقان و نطزآباد
محمود خزاعي - پاكدشت
بهروز دهدار - كرج
ديويد سليمانيان - كليميان
مهدي سوقي - دماوند و فيروزكوه
رحمت‌اله شاه‌‌حيدر - رباط كريم
سيمين فراهاني - كرج
علي‌اكبر فريدافشار - پاكدشت
ابوالفضل قراخاني - كرج
اشرف كردقرچه‌لو - پاكدشت
ذوالفقار لطفي - كرج تأييد
سيامك مروصدق - كليميان
طيبه ميرزائي رضايي - كرج
وارطان ورطائي - مسيحيان ارمني شمال ايران
اورنگ يوسفعلي - رباط كريم

* تهران بزرگ

عباس آخوندي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مريم احترامي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عبدالرحيم احتياطي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
احمد احمدي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
شاهين احمدي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
محسن احمدي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
شهروز اختراعي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عليرضا اخلاص‌‌مند منفرد - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عليرضا ادهمي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
حميد اديب - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
افشين اسفندياري - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
نسرين اسمعيل ميانجي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مريم اوتادي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
اصغر ايماني - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مسعود بحريني - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
خديجه توكلي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عزت‌الله توكلي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مجيد توكلي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عليرضا جابري‌زاده - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مهدي جعفري طاري - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
نجفقلي حبيبي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
الياس حضرتي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
سيدكمال ذوالفقاري اجلال‌منش - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
امير حسين ربيعي طري - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عليرضا رحيمي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مهدي رسول‌پناه - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
سيدحميد رضوي‌زاده - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مهران رفيعي كله‌رودي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
زهره‌الازهرا روحي‌پور - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
محسن روشن‌پژوه - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
سعيد زارع - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عباس سروري - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مسعود سلطاني‌فرد - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
زهرا سليماني - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
ابوالقاسم سميعي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
سيدمحمود شاه‌چراغي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عليرضا شاه‌محمدي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
فاطمه شايق - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
حسينعلي شورآبي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
محمدابراهيم صالحي‌زاده - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
محمدرضا صفرزاده - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
احمد طاهري - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
فريده فرزين - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مهدي فكري - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
محمد غدير - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
احمد قريب‌گرگاني - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
شهرام قنبري‌سيرداني - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
حبيب‌الله كامراني - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
فيروزه كربلايي محمدرضا لالالي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
حميدرضا كرمپور - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
محمدرضا مجمع - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
محمد محلوجي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
مجيد محمدپور - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
علي محمودزاده - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
رضا مظاهري - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
عليرضا معصوم‌پور - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
فاطمه ملكي - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
رسول منتجب‌نيا - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
اميراحمد مؤمني‌ها - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر
حسين ميرلوحي فلاورجاني - تهران و ري و شميرانات و اسلامشهر

*خراسان جنوبي

حسين عباسي - نهبندان و سربيشه

*خراسان رضوي

حسين آفريده - مشهد و كلات
اكبر افشار قاسمي - تربت جام و تايباه
محمداكبري فريماني - فريمان
منصوره ايوبي - فريمان
غلامحسين دلاور - مشهد و كلات
عليرضا رياحي - مشهد و كلات
علي‌اكبر شاملي - مشهد و كلات
سيدفرشيد غزليني هاشمي- مشهد وكلات
محمد غلامي - مشهد و كلات
فائزه نوروزي سده - مشهد و كلات
جواد نيكدل - مشهد كلات

*خوزستان

حسين اسلامي - اهواز
سيدعبدالحسي البوشوكه - اهواز
سيدمويد ثابتي - خرمشهر
محمد حسين‌پور - اهواز
عليرضا دهقاني - ايذه و باغ‌ملك
داريوش زنقي - دزفول
آذر زمان‌پور - اهواز
حيدر سواري - اهواز
علي طرفه - دشت آزادگان
عزت‌الله عسگري‌پور - دزفول
حسين قلابند - انديمشك
حسين كاملي - شادگان
مصطفي محمدپور - شوش
اقبال محمديان - رامهرمز
احمد موسوي - اهواز
مينا موسوي گورابي - ايذه و باغ‌ملك
محمد نجاتي‌پور - ايذه و باغ ملك

*زنجان

رسول حسن‌لو - زنجان و طارم
سيدمجتبي موسويان - ماهنشان

*سمنان

مهدي دهرويه - سمنان
عباسعلي غريبي - شاهرود
جمشيد غندالي - گرمسار
حيدر مطلبي‌نژاد - دامغان
عباس نصيري‌فرد - دامغان

*سيستان و بلوچستان

عبدالعزيز جمشيد‌زهي - سراوان
محمدگل عيسي‌زايي - زاهدان
حميدرضا كبداني - سراوان
ابوالقاسم مختاري - زابل
عادل مزاري - زاهدان

*فارس

عبدالله استواري - مرودشت
حيدر اسكندرپور - شيراز
محمدحسن بلاغي‌اينالو - فسا
سيداحمدرضا دستغيب - شيراز
اسفنديار دشمن‌زياري - كازرون
حجت‌الله صفري - كازرون

*قزوين

رجب‌علي ابراهيمي - قزوين و آبيك و البرز
سيدمحمدعلي سيدقوامي - قزوين و آبيك و البرز
حسين طاهري - قزوين و آبيك و البرز
كمال غلامي - قزوين و آبيك و البرز
اسمعيل فياضي - قزوين و آبيك و البرز
محمود كشاورز‌يوسفي - قزوين و آبيك و البرز
نبي‌الله لشگري - تاكستان
مقصود مرادي - قزوين و آبيك و البرز
قاسم نجف‌پور - قزوين و آبيك و البرز
سيدرضا هاشمي - بوئين‌زهرا

*كردستان

ام‌البنين جلالي - بيجار
بختيار حسين‌زاده - سنندج
شيرازد خوانچه سپهر - سنندج
جميشد رفيق‌دوست - مريوان و سروآباد
خليل سعيد پور - سقز و بانه
جلال شكرخدا - سنندج
علي‌اشرف عبدي - قروه
صلاح‌الدين علايي - سقز و بانه
محمدصديق قادري - قروه
احمد قاضي‌زاده - مريوان و سروآباد
محمد قدمي - سقز و بانه
جمال‌الدين كريمي - سنندج و ديوان‌دره
اقبال محمدي - مريوان و سروآباد
ناصر محمدي - مريوان و سروآباد
بابك معروفي - سنندج و ديوان‌دره
برهان يوسفي - سنندج و ديوان‌دره

*كرمان

مرتضي اميرزاده - كرمان و راور
سيدمهدي بني‌طبا جشوقاني - سيرجان و بردسير

*گلستان

محمدحسين علي‌اصغري - گرگان و آق‌قلا

*گيلان

ميرعلي‌اصغر اخباري آزاد - رشت
دانش‌ تيموري‌ريك - توالش و رضوانشهر و ماسال
اسمعيل حسن‌زاده - رودسر واملش
علي دلپذير - رودسر و املش
هادي زبده‌شيركوهي - رودبار
حبيب ساساني - رشت
خسرو شاهين - آستارا
سيدمهدي صادق - آستانه اشرفيه
عليرضا كاظمي - آستانه اشرفيه
رضا كاظمي تكليمي - رودبار
محمدحسين محمديان - رشت
عيسي علائي - لنگرود
فاروق نصيرجلائي - آستانه اشرفيه
اكبر نوري‌پور - آستارا
محمدباقر يوسفي - لاهيجان و سياهكل

* لرستان

محمد بهاروند - خرم‌آباد

*مازندران

علي اردشير - بابل
مهتاب چشمارو - ساري
سيدباقر حسيني - تنكابن و رامسر
محمدعلي شايسته لنگرودي - نوشهر و چالوس
محمدباقر صباغي - ساري
محمود عابدي اميري - بابل
حسينعلي عابدي‌ ركابدارگلائي - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
قاسمعلي عبدالله‌پور - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
كمال عليپور خنكداري - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
ميكائيل فرج‌پور - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
مسعود فرجاد - آمل
سيدمظاهر كيا‌نژاد - بابل
حسن لطفي‌نژاد - نوشهر و چالوس
انوشيروان محسني بنديل - نوشهر و چالوس
احمد محمدپور - بابل
محمدرضي محمدي‌ كوچك‌سيرايي - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
رمضان‌علي ملك - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
افشين موسوي چلك - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار
ميررحيم نوربخش - قائم‌شهر و سوادكوه و جويبار

*استان مركزي

محمود احمدي - شا‌زند
سيف‌الله حدادي - اراك و كميجان
صفرعلي صالحي - خمين
محمدتقي عظيمي - خمين
سيدحسن عليانسب - اراك و كميجان
مرتضي فتحي - شازند
محمد فروغي - محلات و دليجان
محمود قاضي‌مرادي - تفرش و آشتيان
محمدصادق كردآبادي - تفرش و آشتيان
ليلا كمالي - خمين
محمدرضا گودرزي - اراك و كميجان
علي‌اكبر محمدي - ساوه و زرنديه
معصومه محمودي - محلات و دليجان
محسن نجفي - اراك و كميجان
علي نظري - ساوه و زرنديه
مهرداد نوابخش - تفرش و آشتيان
هليا واحدي - شازند
غلامرضا يعقوبي - شازند

*هرمزگان

مهدي جبارزاده شياده - بندرعباس و قشم و ابوموسي و حاجي‌آباد و خمير
حمزه داودي‌زاده - بندرعباس و قشم و ابوموسي و حاجي‌آباد و خمير
عليرضا كامراني - بندرعباس و قشم و ابوموسي و حاجي‌آباد و خمير

*يزد

محمد مهدي خواجه يورينادكي - يزد
محمدرضا فرهمند - بافق و مهريز و ابركوه و خاتم
حسين كلانتري خليل‌آباد - اردكان
سيداحمد ميرباقري فيروزآباد - يزد
سيدمحمود وزيري - بافق و مهريز و ابركوه و خاتم

شوراي نگهبان اين اسامي را براي ابلاغ به كانديداها به وزارت كشور ارسال كرده است.
چهارمين و واپسين فهرست تائيد‌صلاحيت شدگان انتخابات جمعه سوم اسفندماه نيز از سوي شوراي نگهبان اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 14:21  توسط سارا  | 

خبر زیر را یکی از دوستان در نظرات نوشته بود و بنده هم عینان آن را نقل می کنم:

" صلاحیت آقای مهندس آیتی در شورای نگهبان صورت جلسه شده است. اما پس از ابلاغ نامه آن به فرمانداری بیرجند، صولت مرتضوی استاندار به همراه حسن خسروی فرماندار، محمدی رییس هیئت نظارت استان، ابراهیمی و قربانی به تهران و قم می روند و ضمن دیدار با بعضی مراجع قم، رییس جمهور، رییس قوه قضاییه، آقای رییسی و آقای جنتی اعلام می کنند در صورت تایید صلاحیت آیتی دسته جمعی استعفا خواهند داد و این شانتاژ و گردن کلفتی چاله میدانی باعث می شود تا شورای نگهبان از فرمانداری بیرجند بخواهد تا زمان بررسی مجدد پرونده آیتی نامه تایید ایشان ابلاغ نشود.
به امید روزهای آینده و آرزوی اینکه شورای نگهبان تحت تاثیر گردن کلفتی ها قرار نگیرد."

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 14:13  توسط سارا  | 

 شبهه انتخاباتی بودن کار حداد عادل،‌قوی است

پعماد افروغ با ابراز تاسف از اینکه آرمانهای متعالی و حقیقت‌گرایانه دستخوش نیات و افعال غیراخلاقی عده‌ای قلم به دست جاهل و هتاک شده، گفت: چه کسی به ما این اجازه را می دهد که به جای توجیه رفتارهای غیراخلاقی خود به دیگران تهمت‌های غیراخلاقی بزنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:26  توسط سارا  | 

به گزارش راه سوم و به نقل از سایت خبری فراز، حجت‌الاسلام و المسلمین محسن دعاگو در خطبه اول نماز جمعه هفته گذشته خود، به تحلیل تحولات سیاسی روز با عنوان «ناهنجاری‌های اخلاقی در حوزه اخلاق سیاسی» پرداخت و گفت: «حاكمانی كه راه‌های رحمانی و بسترهای رشد آفرینی انتقاد را می‌بندند و منتقدان را به تازیانه‌های تهمت و توهین گرفتار می‌سازند شایستگی بهره‌مندی از اندیشه‌های ناب و راهیابی به عرصه‌های عزت و صواب را ندارند ناهنجار را هنجار، تورم را تعادل، فقر را بی‌نیازی، گرانی را ارزانی، بیكاری را توطئه تبلیغاتی و منتقدان را دشمنان خطاكار و غرض مدار معرفی می‌كنند».
 
امام جمعه شهرستان شمیرانات جبهه نقد و تحلیل را جبهه روشنگری، رشد آفرینی و خدمتگزاری و بی‌تابی و بی‌قراری در برابر انتقاد را نماد ضعف كارایی و توانایی توصیف نموده گفت: «انتقاد خیرخواهی، خدمت‌رسانی، ارشادگری و اصلاح‌طلبی است و در سه بستر اساسی مورد شناسایی قرار می‌گیرد انتقاد اگر كارشناسانه، دقیق و منصفانه باشد پاسخش پذیرش، سپاسگزاری، به‌كارگیری، اصلاح‌گری و قدردانی است اگر انتقاد واقع بینانه، كارشناسانه و منصفانه نباشد پاسخش استدلال عقلانی، روشنگری، خیرخواهی و نقد كارشناسانه و خیرخواهانه متقابل است».
 
خطیب جمعه شمیرانات، ضمن انتقاد از برخی افراد كه «برای مقابله با منتقد و مخالف به توهین و تحقیر و دشنام و تهمت متوسل می‌شوند» تصریح كرد: «متأسفانه كسانی كه تعامل سیاسی و قواعد حاكم بر رقابت‌های انتخاباتی و مقتضیات دوراندیشی و آیین خردورزی را نمی‌شناسند پاسخ انتقاد را با توهین و تهمت می‌دهند و خلاف ضوابط عقلانی، قوانین رسمی، منطق انسانی و احكام شرعی در حوزه زندگی خصوصی دیگران به ناهنجار تراشی و سیاه نمائی می‌پردازند و تا متراژ منزل، نوع خودرو و لباس و غذای منتقدان پیش می‌روند».
 
حجت‌الاسلام و المسلمین دعاگو اضافه كرد: «بی‌بهرگان از خرد سیاسی و جاذبه همگرایی و همكاری، به اندام شناسی و كشف و طرح ویژگی‌های گویشی و پوششی در حوزه زندگی خصوصی منتقدان می‌پردازند و از حریم‌ها و حرمت‌های قانونی پاسداری نمی‌كنند و برای توهین و سركوب منتقدان گستاخانه از خط قرمزهای شرعی، قانونی و اخلاقی عبور می‌كنند. كسانی كه در برابر نقد و تحلیل و انتقاد سیاسی بر مركب اهانت و افترا می‌نشینند و دروغ‌های شاخدار و تهمت‌های بی حد و حصار را به ساحت مقدس منتقدان نثار می‌كنند، باید در برابر خدا و خلق، حكومت و افكار عمومی ملت به پاسخگویی بایستند و روشن سازند كه مجوز توهین و تهمت و تخریب را از كدام شخص حقیقی و یا حقوقی دریافت كرده‌اند و براساس كدام منطق انسانی و مرامنامه حزبی آسیب‌رسانی به آبرو و حیثیت اجتماعی دیگران را قانونی، مجاز و منطقی می‌دانند».
 
امام جمعه شمیرانات شورای نگهبان را به دقت در عرصه‌های تأیید صلاحیت، پایداری شایسته برای تأمین حقوق قانونی ملت و ملت ارزش شناس ایران را به قدرشناسی از خدمات شورای نگهبان قانون اساسی فراخوانده اظهار داشت: متأسفانه در انتخابات ریاست جمهوری گذشته داوطلبانی برای احراز پست ریاست جمهوری تأیید صلاحیت شدند كه همه آنها واجد شرایط احراز نبودند و عملاً وظیفه حذف ناصالحان به افكار عمومی واگذار شد مردم مسئولیت نظارت و كاستی‌های عرصه تأیید و رد صلاحیت را به عهده گرفتند و تأیید صلاحیت ناشایستگان اعتبار و اقتدار ملت ایران را با كاستی و فرسایش سیاسی روبه‌رو كرد.
 
گفتنی است این سخنان در پایان هفته‌ای بیان شد كه انتقاد حجت‌الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، موجی از حملات همراه با توهین و افترای نزدیكان دولت را به همراه داشت.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:24  توسط سارا  | 

نماینده مردم ایلام درمجلس هفتم، با اشاره به تایید صلاحیت خود درآخرین مرحله تائید صلاحیت‌ها، ازعدم وجود رقابت درحوزه انتخابیه شمال و جنوب ایلام خبر داد.

 
داریوش قنبری با بیان اینكه «جریان مخالف اصلاحات از موفقیت اصلاح‌طلبان و اقبال مردم به این طیف مطمئن است»، اظهار داشت: «آنها نمی‌خواهند اقلیت اصلاح‌طلب ازاقلیت مجلس هفتم بیشتر شود، ازاین رو مجال رقابت برابر را از ما گرفته‌اند و انتخابات هشتم را طوری مهندسی كرده‌اند كه تعداد محدود و معدودی به مجلس هشتم راه بیابند».

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:23  توسط سارا  | 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس فهرست تازه‌اي از تائيد صلاحيت‌ها شامل رد صلاحيت شدگان و كساني كه صلاحيت شان در مراحل قبلي از سوي هيئت هاي اجرايي و نظارت احراز نشده بود است، اعلام مي‌شود.
اين ليست تازه امروز مراحل نهايي را در شوراي نگهبان طي مي كند.
هنوز آمار دقيق اين ليست در دست نيست اما با توجه به تائيد صلاحيت دو مرحله اخير كانديداها، انتظار مي رود كه فهرست جديد نيز حدود 250 الي 300 نفر باشد.
شوراي نگهبان ظرف دو هفته اخير و در دو مرحله صلاحيت حدود 600 نفر از نامزدهاي رد صلاحيت شده را تائيد و براي ابلاغ به كانديداها به وزارت كشور اعلام كرد.
خبرنگار فارس كسب اطلاع كرد كه چهارمين فهرست كانديداهاي تائيد صلاحيت شده انتخابات مجلس، سوم اسفند، واپسين مهلت 20 روزه شوراي نگهبان در بررسي شكايات و اعلام نتايج منتشر به وزارت كشور ارسال خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:21  توسط سارا  | 

مراسم بزرگداشت آيت‌الله محمدرضا توسلي عضو برجسته دفتر حضرت امام خميني(ره) و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام از سوي بيت آن مرحوم دیروز(دوشنبه) در حسينيه شماره دو جماران و با حضور جمع كثيري از چهره‌هاي سياسي و انقلابي و مقامات لشكري و كشوري و دوستداران امام عظيم‌الشان برگزار شد.در اين مراسم شخصيت‌هايي از جمله سيدحسن خميني، محمدي گلپايگاني، ناطق نوري، مهدي كروبي ،سيدمحمد خاتمي، مهدوي كني ،  ري‌شهري ،حسين مظفر، احمد مسجدجامعي، مرتضي حاجي، صدوقي،  ابطحي، انصاري، حميد انصاري ،  امامي كاشاني، امام جماراني، هادي خامنه‌اي ، عبدالله نوري، محسن رضايي، محمد عارف، مرتضي الويري، محمد سلامتي، يدالله اسلامي، محمدنبي حبيبي،  موسوي‌ خوئيني‌ها، مير حسين موسوي ، ، مصطفي كواكبيان، فاطمه كروبي، مهدوي كني، سيد محمود دعايي، علي اكبر محتشمي‌پور، مبشري، يونسي، رييسي، غلامرضا كرباسچي، سفير فلسطين و سفير سوريه در تهران، برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، برخي شخصيت‌هاي احزاب و گروه‌هاي سياسي و ... حضور داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:20  توسط سارا  | 

به نام خدا


جناب آقاي عزت‌الله ضرغامي
رئيس محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران

با سلام
به اطلاع مي‌رساند برنامه خبري 30/20 شبكه دوم سيما در تاريخ 28/11/1386 طبق روال گذشته مجدداً خبر كذبي را به نقل از اينجانب پخش كرد مبني بر اينكه از اصلاح‌طلبان در سراسر كشور خواسته‌ايم براي شركت در انتخابات مجلس هشتم ثبت‌نام كنند تا فله‌اي رد صلاحيت شوند و ما سروصدا راه بيندازيم و اعتراض كنيم. در اين زمينه توجه جنابعالي را به نكات زير جلب مي‌كنم. اگرچه مطمئناً توضيحات مرا منعكس نخواهيد كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:17  توسط سارا  | 

منابع موثق از تایید صلاحیت قطعی برخی نامزد های اصلاح طلب در خراسان رضوی و جنوبی حکایت می کند.

بر این اساس مهندس حسن امینی که سابقا نماینده قاینات، معاون سیاسی اجتماعی خراسان رضوی و استانداری استان سیستان و بلوچستان را تجربه کرده و در این دوره نامزد نمایندگی مجلس در مشهد شده بود پس از رایزنی ها، تایید صلاحیت شده است. وی در مرحله اول توسط هیئت های اجرایی به عنوان تنها نامزد جریان اصلاح طلب در مشهد تایید شده بود اما در مرحله بعد و توسط هیئت های نظارت رد صلاحیت شد.

گفته می شود رد صلاحیت او در مرحله هیئت های نظارت به این دلیل است که چون وی تنها نامزد اصلاح طلبان در خراسان رضوی بود، امکان داشت حوزه انتخابیه خود را به قاینات تغییر دهد و رو در روی موسی قربانی قرار گیرد. از این رو ظاهرا با رایزنی های عناصر اصولگرا در مرحله دوم بررسی صلاحیت ها، از گردونه رقابت خارج شد.

خبر دیگر حاکی از تایید صلاحیت حسین آفریده دیگر نامزد اصلاح طلب در مشهد است.

همچنین مهندس مهدی آیتی نماینده مردم بیرجند در دوره ششم نیز که ازابتدا رد صلاحیت شده بود نیز س از رایزنی های صورت گرفته تایید صلاحیت شد. رد صلاحیت وی که وابسته به خاندان فقاهت است موجب تعجب مردم بیرجند شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:32  توسط سارا  | 

حسین موسویان از معاون دفتر رئیس‏جمهور شکایت کرد.
 
به گزارش "الف"، پس از شکایت از سایت‏های اینترنتی، حسین موسویان در دومین گام از محمدجعفر بهداد، معاون دفتر رئیس‏جمهور شکایت کرد.
دلیل شکایت موسویان از معاون دفتر رئیس‏جمهور، انتشار یادداشتی در روزنامه ایران عنوان شده است.

در پي شكايت موسويان از معاون دفتر رييس جمهور وی گفت: براي تشكيل دادگاهي در اين خصوص نه تنها آمادگي دارم بلكه لحظه شماري مي‏كنم تا شايد فرصت مناسبي براي افشاگري مستند و مصور عليه شبكه گسترده مافياي ويژه خواران دركشور فراهم شود. مبارزه براي محو فساد و مفسدان اقتصادي نياز به فداكاري مالي وجاني و حيثيتي دارد و تا زماني كه اين اتفاق نيفتد و خون شهيدان اين نبرد دشوار و مقدس دامن جریان های فاسد پرور را نگيرد اصلاح واقعي روی نمی‏دهد. بهداد ادامه داد: متاسفانه مفسدان دانه درشت اقتصادي با آلوده كردن بعضي عناصر صاحب منصب خود را در مصونيت كامل مي بينند اما از مكر خدا و مجاهدت بندگان با اخلاص او غافلند.
 
پیش از این حسین موسویان از تعدادی از سایت‏های اینترنتی به دلیل انتشار اخبار خبرگزاری‏ها، اظهارات رئیس جمهور و وزیر اطلاعات در مورد پرونده هسته ای شکایت کرده بود که این شکایت تاکنون منجر به گرفتن حکم انسداد سایت عدالتخانه شده است. سایت عدالتخانه یکی از دو سایت نزدیک به جنبش عدالتخواهی به شمار می رود.

موسویان در مقابل، این اظهارات را مصداق افترا دانسته و در اولین گام از منتشر کنندگان اخبار اظهارات مقامات دولتی شکایت کرده بود.

سایت‏های اصولگرا با اتکا به صحبت‏های مقامات دولتی و نگرانی از وضعیت احتمالی بوجود آمده در مساله هسته‏ای و ضربه احتمالی به منافع ملی، اخبار این اظهارات را پوشش داده بودند.

مدیر مسئول سایت عدالتخانه پیش از این از رسیدگی دستگاه قضایی به شکایت احتمالی موسویان از مقامات دولتی خبر داده بود.

دستگاه قضایی بررسی صحت و سقم اظهارات طرفین را در دست بررسی دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 15:56  توسط سارا  | 

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
 ‏انا لله و انا اليه راجعون ‏
 
 
‏تهران ، خانواده محترم عالم بزرگوار و روحاني خدمتگزار مرحوم مغفور حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ‏ ‏محمدرضا توسلي - طاب ثراه -
‏ ‏پس از سلام و تحيت ، با كمال تأسف خبر ناگوار درگذشت ايشان را دريافت و بسيار متأثر شدم .
‏ ‏آن مرحوم از شاگردان و ملازمان مرحوم آيت الله العظمي امام خميني و از وزنه هاي علمي و معنوي بيت معظم له‏ ‏بودند، و خدمات ايشان به اسلام و انقلاب بر كسي پوشيده نيست .
‏ ‏اين جانب اين مصيبت را به حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و بيت شريف امام و حضرات علماء‏ ‏اعلام و خانواده و فرزندان و بستگان آن مرحوم ، از جمله جناب مستطاب حجة الاسلام آقاي "ولايي" دامت افاضاته‏ ‏داماد محترم ايشان تسليت مي‎گويم .
‏ ‏و از خداوند قادر متعال براي ايشان علو درجات و حشر با ائمه معصومين - عليهم السلام - و براي همه خانواده و‏ ‏فرزندان و علاقه مندان صبر جميل و اجر جزيل مسألت مي‎نمايم .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏8 صفر 1429 - ‏1386/11/27‏ 
حسينعلي منتظري
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 0:29  توسط سارا  |